#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_188


بی حال توبغلش افتادم عصبی گفت:چی کار کردی باش؟

ایرج ریلکس گفت:حقش بود زیادی توکارام دخالت میکنه

آرادباصدای خشداری گفت:مگه چی کارکرده؟

—به سیروس کمک کرده.سایه خودش موقع غذادادن به سیروس دیدتش.

تیزنگام کرد:این حرومزاد پاشوخیلی ازگلیمش درازترکرده.بایدادبش میکردم.حیف که رسیدی وگرنه حالاحالا ها باش کار داشتم.

آراد دستشواز پشت کمرم ول کرد.اینقدربی حال بودم که روی زمین افتادم.


romangram.com | @romangram_com