#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_187

کثافط سیگارشوبرداشت وهمون جابیشترفشارش داد.صدای جیغ وگریم کل ساختمون و برداشته بود.

اینقدر ضعف کردم که نمیتونستم وایسم.به لباسش چنگ انداختم.بعد۴-۵ثانیه سیگاروبرداشت.پوستم به شدت میسوخت

.جیغ کشیدم:ولم کن.سیگاربعدی وروشن کرد ونزدیک صورتم اوورد.ازترس مثه بید می لرزیدم.



—چی کارمیکنی.

صدای آراد مثه ناقوس خوشبختی توگوشم پیچید

.باقدم های تند سمت ایرج اومد.سیگاروازدستش کشید.بازوی منوطرف خودش کشید.

romangram.com | @romangram_com