#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_185




نرگس ومهری ‌شادی با بهت نگاش میکردن.ایرج دادزد:گم شیدسرکارتون

همه شون به طرف آشپزخونه رفتن.ایرج دوباره بهم نزدیک شد

سیگار روشنشوبهم نزدیک کرد.خودموبه دیوارفشردم.میخواست منوبسوزونه؟

فقط بخاطره غذا دادن به سیروس؟فقط دعامیکردم آراد زودتربرسه.

سیگارونزدیک چشام اوورد.ازترس بستمشون.چندثانیه صبرکردم


romangram.com | @romangram_com