#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_183

به دستش چنگ انداختم ولم کنه.داشتم خفه میشدم

دوباره دادزد:به چه جرئتی به سیروس کمک کردی؟


اینقدرترسیده بودم که کل بدنم رعشه گرفته بود


گردنمو ول کرد.چندتا سرفه پشت سرِهم کردم.یقموبه سمت خودش کشید

دندونام می لرزید.یعنی ازکجافهمیده بود.فقط نگاهش میکردم

دادزد:مگه لالی؟کی بهت اجازه دادبه سیروس کمک کنی؟

romangram.com | @romangram_com