#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_177

پوفی کردم:آره همون.

—رفت بیرون

زیرلب گفتم خدا روشکر—شادی ازغذای ظهرچیزی مونده؟

—آره برو ازنرگس بگیر..

ازنرگس یه بشقاب غذا گرفتم.قورمه سبزی بود.یه لیوان شربتم کنارش توسینی گذاشتم

وارد سالن شدم.سایه جلوم ظاهرشد:جایی تشریف میبری؟

اخماموتو هم کشیدم:به توچه؟

romangram.com | @romangram_com