#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_161
پوزخند زدم آره جون خودش این سایه
به بهونه مرتب کردن اتاق آراد می رفت خدا می دونه چه کارایی می کرد تو اون اتاق آروم از پله ها بالا رفتم به اتاق آراد نزدیک شدم در بسته بود گوشمو به در چسبوندم هیچ صدایی نمی اومد خیلی آروم دستگیره رو کشیدم پایین اصلا صدا نداد سرمو از لای در داخل بردم سایه به پشت من نشسته بود یه چیزی هم تو بغلش بود سرمو اینور اونور بردم ببینم چیه آها بالاخره دیدمش قاب عکس آراد خوشگله بود عکس مال بیست و دو سالگیش بود لبخند کجی زدم سایه قاب عکسو محکم بغل گرفته بود تا جایی که قدرت داشتم درو محکم به هم کوبیدم سایه بدبخت عین جن زده ها از جاش پرید اوخی طفلی فکر کرد آراده دستش روی قلبش بود با دیدن من نفس عمیقی کشید یه تیشرت گلبهی با شلوار گلبهی پوشیده بود یه آرایشی هم کرده بود که من دلم ضعف رفت عین گاو پارچه قرمز بهم زل زده بود پوزخندی زدم: آروم تر بغلش می کردی فرار که نمی کرد
جوابمو نداد و سمت در رفت
_ از بس که آراد سگ محلت کرده به جا خودش قاب عکسشو بغل می گیری؟
بدون حرف از اتاق بیرون رفت شونه ای بالا انداختم این جدیدا چقد ساکت بود قبلنا شیش متر زبون داشت چن دیقه تو اتاق آراد نشستم بلکم بیاد و به اونم یه حالی بدم حوصلم سر رفت و وقتی دیدم نمی آد رفتم اتاق خودم لباسمو عوض کردم بعد یکی دو ساعت بی کاری و علافی رفتم تو اتاق آراد یه تیشرت مشکی و یه شلوار اسپرت مشکی پوشیده بود داشت دارت بازی می کرد اینم چه دل خجسته ای داشت نشستم رو تختش وگفتم: آراد
جوابمو نداد ادامه دادم: می دونی سلامتی خیلی مهم تر از مال وثروت دنیاست؟یعنی مهم اینه که آدم تنش سالم باشه ثروت که مهم نیس
بازم چیزی نگفت پوفی کردم: مثلا الان مهمه که تو تنت سالمه و اگه یکی بیاد بهت بگه سپر لامبورگینیتو شکونده که برات مهم نیس
طرفم برگشت ونگام کرد:هرگندی که زدی خودت باید درستش کنی.
لبخندزدم:اگه پول داشتم که نمی اومدم سه ساعت باتو فک بزنم خودم میبردم درستش میکردم.
romangram.com | @romangram_com