#سنگ_قلب_مغرور_پارت_438

به جای فراموشی باید باهاش کنار بیایم....

بهتر می تونیم درک کنیم...

باید قبول کنیم اتفاقی که در گذشته افتاده تقصیر هیچ کدوممون نبود...

اما دیگه گذشته...

شاید نشه مثل قبل رفتار کنیم اما سعی که میشه کرد...

حرفی بینمون ردو بدل نشد....

دستاشو از دستام جدا کردم..

.هر دو به طرف سالن رفتیم.

بعد از رسیدن ازم جدا شد و رفت سمت میز همکاراش...

منم سمت مظاهر رفتم..

تقریبا همه چیز برای شام آماده بود...اما قبل از اون باید خبرو به همه میدادم...

با مظاهر رفتی سمت دی جی...

بعد از قطع کردن موزیک ، سکوت سالن رو فرا گرفت...


romangram.com | @romangram_com