#سنگ_قلب_مغرور_پارت_435
آروم تکون خوردم...
سرشو بالا آورد و نگاهم کرد....
خواستم خشک و جدی باشم اما نه....
دیگه نه...
نمی خوام باز بچه بازی در بیاره...
با لحن آرومتری گفتم:
ـ فکر کنم که هر چقدر لازم بود رقصیدی...پس دیگه لازم نیست پایین هم برقصی...
بعد از چند لحظه مکث ادامه دادم..
ـ درسته؟ دلقک کوچولوی لجباز...
خندش گرفت...
نمی دونست دل بی قرار م با دیدن خندهاش بیقرار تر میشه....
جوابمو با همون لحن شاد داد.
ـ بله...رییس خودپرست زور گو....
romangram.com | @romangram_com