#سنگ_قلب_مغرور_پارت_434

در کوچه ای بن بست

که گریزی از این همه بی تابی عاشقانه من نداشته باشی .

آهنگ تموم شد....

سکوت زیبایی فضای اتاق رو پر کرده بود....

انگار حس الانمو برای هم مشترک بود....

هر دو نمیخواستیم از آغوش هم بیایم بیرون....

اون آروم سرشو روی سینم گذاشته بود...

ومن از آروم شدنش...

از در آغوش بودنش آروم شدم....

بعد از دو دقیقه...

به خودم اومدم.

فقط قرار بود برقصیم.

نباید اجازه ی پیشروی بیشتر به دلم بدم...


romangram.com | @romangram_com