#سنگ_قلب_مغرور_پارت_427
باید اتفاقای بد امشبو یه جوری از ذهنش دور کنم...
صدای ضعیف موزیک از طبقه ی پایین میمد..
اهنگ بی کلام..
.پس معلومه دارن برای سرو شام آماده میشن...
رفتم سمت پخش خودم و روشنش کردم...
آهنگی رو که میخواستم رو گذاشتم...
برگشتم طرفش...
رفتم سمتش و دستمو دراز کردم....
کاری که میخواستم بکنم یه اولینِ دیگه بود....
اولین رقص دونفره ی زندگیم....
شاید خوشحال بودم که این اولین رو با دختر لجباز وکوچولوی ی روبروم تجربه میکنم....
از تعجب صورتش بامزه شده بود....
یه لبخند مهمون لبهام شد...
romangram.com | @romangram_com