#سنگ_قلب_مغرور_پارت_395

بدون اینکه بدونم عاقبت این حرفام و کارام به کجا کشیده میشه دهنمو باز کردم...

میدونستم با این حرفام بدتر به توهیناش دامن میزنم اما حالا که منو عذاب میده .

منم میخوام تلافی کنم...

آره دیوونم...

یه دیوونه که میخواد به هر قیمتی شده مرد مغرور و خودپرست روبروش رو به آتیش بکشونه...

ـ نه به تو و نه به هیچ کس دیگه ای ربطی نداره..میدونی چیه؟ آره تازه خوشم اومده.تازه فهمیدم که مرکز توجه بودن چه لذتی داره..!

محکم هولش دادم..

از حرفام تعجب کرده بود...

خودم هم از حرفام تعجب کرده بودم...

من همچین دختری نبودم...

اما لازم بود..

لازم بود این خودپرست حدشو بدونه...

سریع از کنارش رد شدم...


romangram.com | @romangram_com