#سنگ_قلب_مغرور_پارت_392

شونه ي كي مرهم هق هقت ميشه دوباره

از كي بهونه ميگيري ، شباي بي ستاره

دیگه نمی تونستم تحمل کنم....

سرم انداختم پایین.....

ای کاش زودتر از اینجا خلاص شم...

ای کاش این مهمونی لعنتی زودتر تموم شه....

برگ ريزوناي پاييز كي چشم برات نشسته

از جلوپات جمع ميكنه برگاي زرد وخسته

كي منتظر ميمونه ، حتي شباي يلدا

تا خنده رولبات بياد ، شب برسه به فردا

ای خدا.....

این چه کاریه که داره با من میکنه؟...

این کاراش چه معنی میده؟....


romangram.com | @romangram_com