#سنگ_قلب_مغرور_پارت_389
حرارتش گوشمو آتیش زد...
و خواننده همون لحظه شروع کرد به خوندن...
کی اشکاتو پاک میکنه ، شبا كه غصه داري
دست رو موهات كي ميكشه ، وقتي منو نداري
یکی از دستاش اومد بالا و دسته ای از موهامو گرفت...نفس کم آوردم...
شونه ي كي مرهم هق هقت ميشه دوباره
از كي بهونه ميگيري ، شباي بي ستاره
برگ ريزوناي پاييز كي چشم برات نشسته
از جلوپات جمع ميكنه برگاي زرد وخسته
كي منتظر ميمونه ، حتي شباي يلدا
تا خنده رولبات بياد ، شب برسه به فردا
لبمو محکم گزیدم...
نه...نباید ادامه پیدا کنه....
romangram.com | @romangram_com