#سنگ_قلب_مغرور_پارت_378

چه آهنگی هم برامون پخش شد....!

تورو دوست دارمت اره اره

کسی مثل تو دیگه نداره

واسه رفتن تو دیگه دیره

دل من به نگاه تو گیره

روبروی سام می رقصیدم...

اما نگاهم به پشت سرش ثابت موند...

میز روبروی ماچند تا اساتید اسم و رسم دار با مظاهر و حسان نشسته بودند ....

ظاهرا مشغول به حرف زدن بودند که با وجود ما صحبتاشون قطع کردن و ما رو نگاه میکردن...

نگاهم به صورت حسان کشیده شد...

سرخِ سرخ بود...

می تونستم عصبانیت رو از تک تک اجزای صورتش بخونم...

دلم خنک شد...


romangram.com | @romangram_com