#سنگ_قلب_مغرور_پارت_349

باید بابت امشب حسابی تنبیه شه...

حالتو میگیرم مهرا....

حالا بشین و تماشا کن....

فقط اگه امشبو بتونم سالم بگذرونم...

از پله ها اومدم پایین....

با چشم دنبال مظاهر گشتم....

سر میز حوری خانم نشسته بود....

یه لبخند توی دلم براش زدم....

طوری نشسته بود که جلوی دید زدن اون عوضیرو از مهرا گرفته بود...

خوشحال بودم....

این پسر واقعا آقاست....

یه انسان شریف....

نمی خواستم برم سرمیزشون اما یه حسی منو به سمت اونا کشوند....


romangram.com | @romangram_com