#سنگ_قلب_مغرور_پارت_348
چند تا نفس غمیق کشیدم...
فایده ای نداشت
سریع بلند شدموبه طرف پله ها رفتم....
توی اتاقم که رسیدم سریع به سمت گلدون پر از گلهای یاس حمله بردم و محکم کوبوندمش به دیوار.....
هزار تیکه شد.....
هر تیکش دل نا آروم منو آروم کرد....
به سمت دستشویی رفتم و سرمو زیر شیر آب سرد بردم.....
باید امشبو تحمل کنم....
باید یه امشبو وجود اون عوضی و رذل رو توی خونم تحمل کنم.....
نمی ذارم امشب منو بشکنی حمید سعیدی....
از دستشویی اومدم بیرون...
موهامو سریع خشک کردم.کمی از حال درونم بهتر شده بود...
امشب به خودم قول دادم یه حال اساسی از اون دختر سرتق و لجباز بگیرم...
romangram.com | @romangram_com