#سنگ_قلب_مغرور_پارت_292
خیلی خوش تیپ بود ولی نگاهش یه جوری بود...
فکر کنم صاحب همون ماشین شاسی بلند خوشگلس...
بمیری پروانه...
ـ ببخشید آقا..راستش منتظر دوستم بودم که بیاد. فکر نمی کردم اینقدر لفتش بده. الان ماشینو برمیدارم...
اومد جلو...
بی حیا بدون ذره ای خجالت زوم شده روم...
خیلی از نگاهش معذاب بودم...
یه جوری بود...آب دهنمو قورت دادم و یه اخم ظریف فرستادم روی ابروهام...
صداش دراومد.
ـ دوستتون توی این شرکت کار میکنن؟
بچه پررو..به تو چه....
ـ به شما مربوطه؟
لبخند روی لباش اومد...یه ابروشو داد بالا و گفت:
romangram.com | @romangram_com