#سنگ_قلب_مغرور_پارت_283

دستام محکمتر فرمان ماشین رو چسبید... انگار سنگینی این کلمات رو می خواستم با فشار به فرمون ماشین تحمل کنم...

چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای تنها نشستن

به رسم دوستی دستی فشردن

ولی با هر سخن قلبی شکستن

فقط یاد یه دلی که شکسته بودم افتادم....دلی که ما یه دختر ساده و پاک بود..

به نزد عاشقان چون سنگ خاموش

ولی در بطن خود غوغا نشستن

برای همه سنگ بودم... سنگ قلب مغرور...

اما الان دلم برای دیدن چشمای یه دختر خودشو داره به درو دیوار سینم میکوبونه...

به غربت دوستان بر خاک سپردن

ولی در دل امید به خانه بستن

به من هر دم نوای دل زند بانگ


romangram.com | @romangram_com