#سنگ_قلب_مغرور_پارت_276

چطور میتونه اینقدر راحت حرف بزنه ........رفتار کنه....

خدایا بهم قدرت بده....

ـ ممنونم...امشب به خاطر من توی دردسر افتادین...

ـ مشکلی نسیت .توی عمل انجام شده قرار گرفتم..و ممکنه برای هرکسی پیش بیاد....

عوضــــــــــــــــی.مثلش قبلشِ....

باید با زبونش حتما طرفشو بسوزونه...

با حالت اخم و کنایه گفتم:

ـ بله... از اینکه به وظیفه ی انسان دوستیتون عمل کردین..ممنونم..

نگاهم کرد...چیزی نگفت...اما نگاهش خیلی حرفا داشت

ـ خدانگهدار خانم عظیمی...

عقب گرد کردو رفت...........

بی حال از روی تخت بلند شدم. حالم اصلا خوب نبود...

اما حوصله ی اینکه با آژانس برمو هم نداشتم...


romangram.com | @romangram_com