#سلطنت_اغواگران_پارت_109

با مکث افزود:

-شارلا چی؟

نوربرت پاسخ داد:

-اگه کسی بخواد تاج و تخت براش مشروعیت پیدا کنه، باید آخرین وارث‌های قانونی و شرعی رو بکشه... اگه یکی از اونا واقعا پسر مارتا و ایان باشه...

-که هست... اونا خونه‌ی ایان رو پیدا کردن که طلسم شده بود.

نوربرت پرخاش کرد:

-وسط حرفم نپر! اگه تو، آخرین وارث رو بکشی فقط تو می‌تونی شاه بشی...

جوزف به سرعت گفت:

-آها پس می‌خوای ادموند و ریچارد رو برات بیارم، تا خودت سلاخیشون کنی؟

نوربرت از جا بلند شد و خشمگینانه گفت:

-من نمی‌خوام شاه بشم!

جوزف تمسخرآمیز گفت:

-آره! تو دنبال یه زندگی رویایی، اونم با شارلا توی کلبه‌ی آرزوهاتی!

اگر می‌توانستم، پشت چشمی برایشان نازک می‌کردم. چرا نوربرت نمی‌فهمید که من هیچ علاقه‌ای به او ندارم. به خصوص زمانی که در کارهای شرورانه‌ای دست داشته باشد و علیه من کار کند؟ جوزف گفت:


romangram.com | @romangram_com