#ساغر_پارت_162
_ساغر شروع نکن باز
کاهو هارو ریز ریز میکنم ، اونم با حرص
_چرا عزیزم ، نکنه امروز رفتی بهشون سر زدی ؟
از روی مبل بلند شد و به سمت اتاق خواب رفت
_کجا میری؟ دارم حرف میزنما
ایستاد و نگاهم کرد
_میشنوم عزیزم چرا بلند حرف میزنی
چاقو رو توی ظرف انداختم و با عصبانیت بهش توپیدم
_یه دفعه بگو صدات اذیتم میکنه خفه شو!
پلک هاشو محکم روی هم فشار داد و الکی لبخند زد
_من امروز خیلی خسته ام ساغر ، کوتاه بیا فردا دربارش منطقی حرف میزنیم
پشتش و بهم کرد و داخل اتاق شد ، دیگه کفرم دراومده بود ، منم حق داشتم از دستشون دلگیر بشم ، مطمئن بودم این عطا یواشکی میره و به خانواده اش سر میزنه .بره من حرفی ندارم ولی کاش یه ذره ام اونا ادب و احترام یاد میگرفتن.
سر شام یک کلامم باهاش حرف نزدم ، سعی داشت مسئله رو مسالمت آمیز حل کنه ولی امکان نداشت ، درباره ی برنامه امشب پرسید و با خنده گفت ر*ق*ص امشب چیه و چقدر طول میکشه و بعدش برنامه ام چیه ...میخواست همه چیو بکشه رو تخـ ـتخواب که من دهنم بسته میشه ولی دست بردار نبودم.
ظرف ها رو با حوصله و طولانی تراز همیشه شستم ، یه بشقابم از دستم ول شد و شکست ، عطا که خواست بیاد شیشه خرده هارو جمع کنه که بهش اولتیماتوم دادم پاشو توی آشپزخونه نذاره!
شب هم بدون هیچ حرف و بحثی زودتر ازعطا خوابیدم ...
صبح برای سرک کشی به خونه ی مامان مولود رفتم ، زنگ در خونه خراب بود و خود عارف درو برام باز کرد.جعبه شیرینی و به سمتش گرفتم
_به زن داداش، چه عجب یادی از ما کردی
لبه ی چادرم و توی دستم گرفتم و اولین تیکه رو انداختم
_یلدا شیش قلو حاملس که شما و مامان مولود همش مراقبشین؟
با خنده از جلوی در کنار رفت و وارد شدم
_نه اتفاقا قراره برام ولیعهد بیاره ، بایدم مثل پروانه دورش بچرخیم
با حرص خندیدم و گفتم
_مراقب باشین تو و مامان مولود یه وقت سرگیجه نگیرین تو این دور چرخیدن.
با یکم مکث خندید ، خوب منظورم و متوجه شده بود .کفش هام و درآوردم و چشمم به در خشک شد تا مامان مولود بیاد خوش آمد گوییم.
_هستن؟
عارف با سر تایید کرد
_آره تو اتاق بودن
داخل خونه که شدم چشم چرخوندم ، صداشون از توی اتاق خواب طبقه ی پایین می اومد ، آروم سمت در رفتم و دری که تا نیمه باز بود و کامل باز کردم.
_سلام!
مامان مولود که داشت کمک یلدا میکرد تا لباس تنش کنه با دیدنم از همون لبخند ها زد و گفت
_سلام عزیز دلم ، کی اومدی مادر؟ اصلا متوجه نشدم صدای زنگ و.
@romangram_com