#ساغر_پارت_112
ساعت ده و نیم بود که برگشتم خونه...مامان شاکی به نظر میرسید و باباهم زیاد خوشحال نبود...اما با دیدن سامان تلخی رفتارشون از یادم رفت...به اندازه ی یه چایی و شیرینی خوردن کنار بقیه اهالی خونه موندم و رفتم توی اتاقم...لباس هامو که عوض کردم نرگس با یه لیوان آب پرتقال اومد...
_شیطون...چی شد؟ حل شد مشکل؟
هیچ رقمه نمیتونستم نقش بازی کنم و جلوی نیش در رفته امو بگیرم...یه طرف دیگه ی سینی و گرفتم تا کامل بیاد توی اتاق و بتونم در اتاقو ببندم
با یه حالتی نگاهش کردم و پیروزمندانه لبخند زدم
_چی فکر کردی؟؟ مسئله که حل شد هیچ..آقامون صورت مسئله رم پاک کرد!..ما اینیم دیگه
غش غش خندید و بازوم و نیشگون گرفت
_من گفتم مذاکره اتون چرا اینقدر طولانی شد...!
همزمان باهم نشستیم روی تخـ ـت...از تو آینه حواسم به موهام بود که کامل با کش جمعشون کنم
_عطا گفت هرچی من بگم...
لیوان شربت و به سمتم گرفت و با خنده گفت
_منم اگه یکی از ساعت سه ظهر تا ده شب میرفت رو مخم حتما حقو بهش میدادم!
_اولش که دعوا بود...ولی نبودی ببینی عطا ...
چشم هاشو با تعجب و خنده گرد کرد ...
_عطا چیکار کرد؟
داشت منفجر میشد از خنده که زدم تو سرش و گفتم
_فکر کردی من مثل خودت قبل عروسی وا میدم ؟؟
ابروهاش آنی رفت بالا و با حالت مخصوص خودش و خاله ام گفت
_اینقدر زود قضاوت نکن...دست من بود که کاری نمیکردم...داداش جنابعالی...
ادامه ی حرفشو نزد و من یه نفس نصف لیوان و سرکشیدم.
_خب حالا بهت برنخوره...عطا بـ ـوسم کرد...ولی از اون بـ ـوساهااا...
ابروهامو بالا انداختم و پشت سرهم پلک زدم...ااینجور موقع ها نرگس جیغ میکشید و محکم بغـ ـلم میکرد...
_عاشقتم ساغر...بمیری با این دیوونه بازی هات
لیوان و از دستم گرفت و روی سینی گذاشت...بغـ ـلم کرد و دم گوشم بلند بلند مثل خودم خندید
_پس قدم اول و برداشت...بهت تبریک میگم...
دستمو پشت شونه اش زدم و گفتم
_منم این موفقیت و به خودم تبریک میگم..باید بودی میدیدی چه حرفا که بهم نزد!
اینبار بلند تر خندید و جیغ هم کشید..شاید صدای بلند خنده هامون باعث شد که سامان بی هوا درو باز کنه و بگه
_دارید چیکار میکنید؟
درو پشت سرش بست...مشکوک نگاهمون میکرد و من و نرگس به قیافه ای که گرفته بود میخندیدیم...
_آبجی همیشه به خنده و شادی...میگفتی این آقا عطا می اومد خونه مارم مـ ـستفیذ میکرد شاید مثل شما نیشمون شل میشد!
نرگس به پهلوی سامان زد و گفت
@romangram_com