#سفر_به_دیار_عشق_پارت_209
-ای بابا... آقای دکتر جای شما رو که تنگ نکردم
منشی هم به خنده میفته
به طرف منشی برمیگردمو میگم: چقدر باید برای ویزیت بدم؟
منشی میخواد چیزی بگه که دکتر با جدیت میگه: خانم رضایی یه نوبت واسه ی فردا بعد از ظهر بهش بده... پولی هم ازش قبول نکن
با ناراحتی به طرفش برمیگردمو میگم: آقای دکتر این جوری معذب میشم
با اخم میگه: فرار که نمیکنی... ماه بعد ازت میگیرم
-آخه.....
دکتر: دختر خوبی باش و رو حرف دکترت حرف نزن
نفسمو با حرص بیرون میدمو میگم: امان از دست شما
با شیطنت میخنده و میگه: بهتره زودتر بری... دلم واسه اون بدبختی که باهات قرار داره میسوزه
دوباره یاد قرارم با مهربان میفتم
با صدای نسبتا بلندی میگم: وای دیرم شد
romangram.com | @romangram_com