#سفر_به_دیار_عشق_پارت_204

-بالاخره از استراحتتون زدین و وقتتون رو به من اختصاص دادین باز هم ممنونم

سری تکون میده و میگه: کار من همینه و من عاشق شغلم هستم...دیگه از این حرفا نزن ناراحت میشم... فکر کنم امروز با یادآوری گذشته خیلی اذیت شدی... بهتره فکرت رو آزاد کنی و به هیچ چیز فکر نکنی واسه ی امروزت کافیه... بیشتر از این به خودت سخت نگیر

با لبخند تلخی میگم: بعضی مواقع توی زندگی یه چیزایی هستن که به طور ناخواسته به یه عادت تبدیل میشن... نمیخوای بهش عادت کنی ولی وقتی چشماتو باز میکنی میبینی معتادش شدی... برای من هم دقیقا همینطوره... از بس به گذشته فکر کردم برام یه عادت شده... یه عادت که دوستش ندارم ولی باید باهاش مدارا کنم

دکتر: هیچ بایدی در کار نیست... این تویی که برای زندگیت تصمیم میگیری پس میتونی قید خیلی چیزا رو بزنی... پس بهتره از همین الان همه ی سعیت رو کنی که عادتهای خوب رو جایگزین عادتهای بدت کنی

-خیلی سخته

دکتر: ولی غیرممکن نیست

-حق با شماست... میخوام همه ی سعیم رو بکنم

دکتر: مطمئنم موفق میشی

-مرسی آقای دکتر... باز هم ممنون

سری تکون میده و میگه: پس منتظرت هستم

-پس تا ماه دیگه خداحافظ

زیر لب میگه خداحافظ


romangram.com | @romangram_com