#اس_ام_اس_پارت_70
خنده ی ریزی کردم! راست میگفت دیگه!
من: ببخشید حالا! ببین من سوتی تو رو بخشیدم تو هم سوتی منو ببخش!
اون: باشه! حرف راست جواب نداره!
من: حرف چپ چی؟ (شکلک: دی)
اون: اون که خیلی! جواب داره درست و حسابی! حالا کجایی؟
من: منتظرم دوستم بستنی بگیره بیاد بخوریم و اون یکی دوستمم که تو ماشینه عقب نشسته داره هِد میزنه! با هندزفری در حال گشت و گذار در خلأِ!
اون: اُهو! دِ یه سَره بگو فعال بینتون خودتی! آماده ای برای کنکور؟
من: اهوم! تو چی؟
اون: منم آماده ام! یه کمی تو دو راهی ام!
من: چرا؟
اون: فرض کن من هم کنکور ریاضی قبول بشم هم هنر یعنی همون رشته ی سینما! اونوقت کدوم رو برم؟
من: خوب خیلی ساده س! تو خودت کدومش رو دوست داری؟
اون: علاقه ی زیادی به بازیگری و کارگردانی دارم! ولی معماری هم دوست دارم!
من: الان تو با خودتم درگیری! بالاخره کدومو بیشتر دوست داری؟ من اگه هم تجربی بیارم هم سینما رو! سینما رو میخونم چون کلا علاقه ی زیادی به شُهرَت دارم! از بچگی دوست داشتم بازیگر بشم!
اون: بازم یه تفاهم دیگه! منم دقیقا مثل تو عاشق سینما هستم! ولی بازَم معماری رو هم دوست دارم هرچی باشه من رشته ی ریاضی بودم!
من: اون که آره ولی... نمیدونم من که تو نیستم خودت تصمیم بگیر!
اون: باشه! امشب حتما درست بهش فکر میکنم! فعلا بای!
من: بای!
****
کوله ام رو انداختم رو شونه ام! این اولین باره که مرتبم! آخه خوب شوخی نیست کنکور دارم! امروز 26امه! کنکور تجربی رو دادم که خیلی خوب بودم الان هم کنکور هنر رو دارم!
تجربی خیلی خوب بودم ولی نگران هنر ام! من رشته ام هنر نبوده! واسه همین...! واقعا نمیدونم خوب میشم یا نه!
مامان نیترا: آتنا! دخترم بیا برو پایین آروین منتظره!
romangram.com | @romangram_com