#اس_ام_اس_پارت_69
از ماشینامون پیاده شدیم! ملیسا رو از دور دیدم! رفتیم سمتش!
من: چه طوری دختر؟
ملیسا لبخند شیرینی زد و گفت: عالی! امتحان؟
ساغر: همه توپِ توپ!
ملیسا: پس برو بریم که حال کنیم! البته هانیه و فربد و مهرداد و سامیار و کیان و ساریسا و پریا هم هستن+شروین که میدونم هیچکدوم خوشحال نشدید از این بابت!
موژان: فکرشم نکن! ما از بودن شروین خوشحال باشیم؟ هر وقت آتنا باهاش مشکلی نداشت ما هم اوکی ایم! در ضمن چرا دونه دونه اسم میبری بگو اٍکیپ ما هم هستن دیگه!
ملیسا ریز خندید و کفت: آخه وراجی کردنو دوست دارم!
آذین یکی زد تو سرش و گفت: خاک تو سرت!
همه خندیدیم! اون روز ، روزِ خوبی بود!
نشسته بودم تو ماشین و ژینا رفته بود تا بستنی بخره! الناز هم عقب نشسته بود و داشت با هندزفری آهنگ گوش میداد! چشماشو بسته بود و سرشو تند تند تکون میداد! کلاً تو خلأ بود! فکر کنم پیت بول بود چون الناز فقط برای پیت بول اینجوری میکرد! هرکی نمیدونست فکر میکردx زده! والا خوب! اس ام اس برام اومد! خودش بود! وای خیلی وقت بود با هم حرف نزده بودیم! لبخندی اومد رو لبام!
اسمس رو باز کردم!
نوشته بود: سلام آتی خانوم! نیستی؟ خبریه؟ اگه خبریه هم بگو ما بشنویم! کم پیدا شدی این روزا! نمیگی من نگران بشم؟ (شکلک زبون)
براش نوشتم: تو؟ نه تو؟ واقعا تو نگرانم بشی؟ یعنی ضایع بازی در این حد؟ خوب سوتی میدی درست سوتی بده! در ضمن داشتم امتحانای نوبت آخرو میدادم!
بعد دو دقیقه جوابمو داد: حالا هی مونده تو از من اشکال بگیری! امتحانا چه طور بود؟
من: (شکلک چشمک) توپِ توپ! عالی!
اون: عالی؟
من: جات خالی!
اون: جان؟ باشه پس! بمبست خاکی!
من: جناب عالی؟
اون: خال خالی!
خداییش چیزی برای گفتن نداشتم واسه همین نوشتم: گاو بازی!
اون: الان چه قدر گاوبازی به قبلیه میومد! (شکلک بی تفاوت)
romangram.com | @romangram_com