#اس_ام_اس_پارت_261
پرده ها کنار خواهند رفت!
من پاره یشان خواهم کرد!
تاریکشان میکنم از نور!
تکونم داد!
- گریه نکن آتی! میدونی بعد از چند سال برای اولین بار دارم گریه ت رو میبینم! تو یکی گریه نکن که اگه تو ستونت بشکنه ما چی کار کنیم؟
گریه ام اوج گرفت!
داد زد: دِ لعنتی گریه نکن! تو کی تا حالا گریه کردی که این بار دومت باشه ، تو اصن گریه کردن بلدی؟ بگو لعنتی بگو! بگو بزار ببینم تو کی عاشق اون پسره ی آشغال شدی؟
گریه ام اوج گرفت! اینطوری نگو روژی اون آشغال نیست! اون روح و تن منه! روز و شب منه!
روز و شب منه!
با هق هق افتادم تو بغل روژینا!
سرمو گذاشتم رو شونه ش! و از ته دل زار زدم! مهم نبود! مهم نبود که کسی ببینه! هرچند که اونجایی که ما بودیم هیچکس بهمون دید نداشت!
هق زدم و جیغ زدم و گفتم: فکر می کردم دوسم داره! فکر می کردم اون لعنتی ، نه لعنتی نه ، دلم نمیاد ، فکر میکردم اونم منو دوس داره! اونم منو میخواد! همونجوری که عاشقشم ، اون هم منو دوس داره! سخته روژی! سخته! سخته عاشق کسی باشی که بدونی هیچ وقت ؛ هیچ جا ؛ تو هیچ حالتی مال تو نمیشه! سخته بدونی و براش بمیری! سخته زجر بکشی اما سرد بشی! روژی منو نمیخواست! من حکم یه اسباب بازی براش داشتم! تو فهمیدی! همون روز اول تو فرودگاه فهمیدی یه چیزی تو چشمام عوض شده اما چرا بهم اخطار ندادی؟ چرا نگفتی که نامزد داره؟
نگاهم روی میز پر از لیوان های شیشه ای و ظرف های شیشه ای ثابت موند!
جلوی رفتم و یکیشو برداشتم و زل زدم به شیشه ی درخشنده ش! زل زدم و نگاه کردم! قطره اشکی روی شیشه ی ظریف لیوان فرود اومد! با تموم توانی که داشتم به سمت دیوار پرتش کردم!
جیغ زدم و لیوانا رو تک تک به سمت دیوار پرتاب کردم!
صدای شکستنشون بهم آرامش میداد!
دوباره شکستم!
بیشتر ...
بیشتر و بیشتر ....
پرتشون کردم سمت دیوار! تا تونستم!
انگار با شکستن این شیشه ها قلب شکسته ام درمان میشد!
صدای شیشه ها تو سرم اِکو میشد و دوباره و دوباره ...!
romangram.com | @romangram_com