#اس_ام_اس_پارت_256


نمیتونستم ... نمیتونستم به صورت آتنا نگاه کنم اما زیر چشمی نگاهش کردم!

بهت زده سر جاش وایستاده بود!

چشمامو بستم و وقتی باز کردم با ناباوری به من زل زده بود!

شاید دیوونگی بود ولی از این که آتنا از نامزد دار شدن من ناراحت شده بود انگار دنیا رو داده بودن بهم! این به من میفهموند که آتنا هم یه حسی نسبت به من داره ولی ... نه من نمیخواستم آتنا ناراحت باشه، نمیخواستم فکر کنه من نامزد دارم یا اون دوباری که بوسیدمش ... هنوزم طعم لباش رو احساس میکردم!





آتنا:

با ناباوری زل زدم بهش!

بغضم گرفته بود! از من سواستفاده شده بود! شروین از من سواستفاده کرده بود! منو باش که فکر کردم شروین هم منو دوست داره! کسی که با تموم وجودم میخواستمش از من سواستفاده کرده بود!

چشمام پر شد!

نه! نباید میزاشتم نه! نباید بغضم میشکست! نه!

من آتنایی نیستم که اینطوری ببازم! نفس عمیقی کشیدم!

نباید طولش میدادم که شک کنن!

با صدایی که در تلاش بودم بغضمو نشون ندم گفتم: تبریک میگم!

بعد از مکث کوتاهی و با تلاش فراوان برای نلرزیدن صدام گفتم: ایشالا خوشبخت بشید!

نینا: ممنونم!

و رفتم! دیگه نتونستم اونجا بمونم! و تا این که از اونجا دور شدم اشکام روی گونه ام راه خودشونو پیدا کردن و هق هق کردم!

کسی متوجه ی من و اشکایی که بی مهابا پایین میومدند نبود!

با تموم سرعتی که میتونستم داشته باشک خودمو انداختم تو دستشویی و هق هق م اوج گرفت! اونقدر اوج

گرفت که صداش حتی تا آسمون هفتم خدا می رفت!

خدا من چی کار کردم؟ چی کار کردم که اینطوری عاشقم کردی و بعد دلمو شکوندی؟ داری حق مینا رو ازم میگیری؟ واقعا تقصیر من بود؟ ولی بخدا من فقط قبول نکردم که با کیا دوست بشم! ولی نه ... تقصیر تو نیست خدا جون! تقصیر شروینه! تقصیره اونه که حال و روز من اینه!

شروین نامردی کردی! تو که منو دوست نداشتی چرا تظاهر به دوست داشتنم کردی؟ تو از من سواستفاده کردی عوضی! تو فقط یه خوشتیپ خوشگلِ مغروری که دخترا براش میمیرن! خوب چیه؟ منم خوشگلم ، منم خوشتیپم ، منم همه چی تموم!

romangram.com | @romangram_com