#اس_ام_اس_پارت_226


یهو یادم اومد باید بریم و با تموم سرعتی که داشتم پریدم سمت کمد لباسام!

سلام دخترا شما میدونید این قسمت بالای صفحه ی پاسخ به موضوع یا پیغام چرا از کار افتادن؟ من نتونستم سایزشو تغییر بدم و از 1 بکنمش 3! واقعا شرمنده!

بیل: خوب آماده ای آتنا؟

سرمو به نشونه ی تایید تکون دادم!

چه جمعیتی دورمون جمع شده بودن! رو صندلی مورد نظر رو به روی سارا نشستم! صدای بیل اومد: 1 ، 2 ، 3 ... حرکت!

من: سلام جسی!

سارا پر اخم نگام کرد و گفت: کوفت و جسی! کجا بودی تا الان؟

زیر لب به فارسی غر غر کردم: هی مونده این از من بازخواست کنه!

جسی حرصی گفت: چی میگی فارسی زیر لب غر غر میکنی؟

الان نوبت خنده بود! خنده ای کردم!

و فکر کردم: خوبه جسی ایرانی نیست وگرنه الان میگفت " فحش میدی؟ "

جسی: هی به چی میخندی؟ سالی یه بار اونم به زور نیمچه لبخندی میزنی! الانم از اون سالی یه باراس! پس باید اون چیزی که بهش میخندی ارزشش رو داشته باشه!

بی خیال گفتم: بیخی جسی!

خوب الان وقت تعجب بود! صورتمو از سمت پنجره برگردوندم سمت سارا!

من: جسی؟

با تعجب داشت به پشت سر من نگاه میکرد! رد نگاهشو گرفتم! داشت به شروین نگاه میکرد!

با اخم نگامو از شروین گرفتم و زل زدم به پنجره و گفتم: جسی مگه دیوید بکام رو دیدی اونطوری نگاش میکنی؟

سارا همونطور که با ذوق زل زده بود به شروین گفت: جون من تو چطور به این میتونی " نه " بگی؟ اصن جون میده واسه ...

اخم کردم و گفتم: دهنتو ببند!

سارا نگاهشو از شروین گرفت و زل زد به من و گفت: چته شِن؟ تو که تو این مواقع پا به پای من میخندیدی؟ باز دعواتون شده؟

حرصی گفتم: من اصن باهاش دوست نبودم که باهاش قهر یا دعوا کنم!

سارا یه تای ابروشو داد بالا و گفت: کنار بیا شینا! تو خودت خوب میدونی چقدر دوست داره! حرص تر از قبل پلکامو رو هم سفت فشار دادم و با صدای بلندی گفتم: دهنتو میبندی یا نه؟

romangram.com | @romangram_com