#اس_ام_اس_پارت_196
که سنگ صبور دردات باشه ...
که بهت بگه: بی خیال! زندگی این جوری هم جلو میره!
دوباره زل زدم به مردم!
هر کدوم در حال یه کاری بودن ...!
زندگی هنوزم جریان داشت ...!
و من ... می تونستم این جریان رو ، مثل خون تو رگ هام تزریق کنم ...!
زل زدم به چندتا بچه که داشتن بازی میکردن!
یاد حرفای روژینا پشت تلفن افتادم!
" روژینا: سلام آتنا!
من: به! سلام روژی جون! چه عجب یکی تون زنگ زد ببینه من زنده ام یا مرده!
روژینا: آتنا ...!
صداش نگران بود! من رو هم نگران کرد!
من: روژی چیزی شده؟
صدای قورت دادن آب دهنشو حتی از پشت تلفن هم میشد شنید!
روژینا: آتنا ... اونـ...
من: روژی جون بکن ، کشتی منو!
با هق هق گفت: اونجاست ... اون اونجاست ...!
من: کی؟ کی اینجاست؟
روژینا: کیا ... کیا اونجاست!
انگار خونه خراب شد روی سرم!
روژینا بین گریه ش گفت: داره دنبالِ تو میگرده ...! خیلی وقته دنبالت میگرده ...!
دیگه هیچی نمیشنیدم! ... کیا اینجا بود! تو شهری که من هم الان بودم! ...
romangram.com | @romangram_com