#اس_ام_اس_پارت_184
سریع موهامو شونه کردم و همونطور باز گذاشتمشون!
عطر هو گو هم زدم و بعد از این که هندزفری و موبایلمو از روی پاتختی کنار تخت قاپیدم از اتاقم خارج شدم!
نگاهی به ساعتم انداختم! 8: 58 دقیقه! وای 2 دیقه!
از آسانسور اومدم بیرون و رفتم سمت لابی!
از همین فاصله شروین رو تشخیص دادم! ... مغرورانه به اون سمت حرکت کردم ...
با دیدنش ضربان قلبم بالا می رفت ... آب دهنم رو قورت دادم و به راهم ادامه دادم ... خدایا من چم بود؟
روی صندلی تکی کنار شروین نشستم!
یه مرد که حدودا 45 ، 47 ساله میزد در حال حرف زدن بود!
نگاهی به ساعتم کردم! 9: 7 دقیقه!
پوووف ... دیر کرده بودم ...
مرده با دیدن من که نشستم حرفشو قطع کرد و برگشت سمتم و گفت:
Excuse me ? (ببخشید؟ )
نیمچه لبخندی زدم و گفتم:
Hello, Im atena kiyan! sorry for lating!
و دستم رو به سمتش دراز کردم!
وقتی فهمید کی ام دستمو به گرمی فشرده و گفت:
Nice to meet you! Im kruzer! no problem for your lating but try to don’t be late any more!
من:
Sorry! I don’t be late any more!
آقای کروزر سرشو به نشونه ی تفهیم تکون داد!
شروین به فارسی بهم گفت: فکر نمی کردم اینقدر خوب و بدون لهجه حرف بزنی!
نفسم حبس شد! ... لحنش ، صداش ، یه جور دیگه ای بود! ... ضربان قلبم داشت بالا می رفت!
romangram.com | @romangram_com