#اس_ام_اس_پارت_155

مامان هم سبزه رو تو یه ظرف به شکل یه گل خیلی خوشگل کاشته بود!

یه روبان سبز آبی هم دور ظرف سبزه بسته بودیم!

الان من دارم نصف بیشتر کارها رو به اسم خودم در میاروم شما باور نکنین , همشون سلیقه ی آنیتاس و تموم کار ها رو اون انجام داده!

یادش به خیر چه قدر با آنیتا سر این که روبان سبزه قرمز باشه یا سبز آبی زده بودیم تو سر و کله ی هم!

آنیتا اصرار داشت که روبان سبزه در هر حالت باید قرمز باشه ولی من میگفتم نه باید رنگ سفره باشه!

به ساعت نگاهی کردم!

3دقیقه به تحویل سال ...

گوشیمو برداشتم و شروع کردم به تایپ کردن اس ام اس:

ما آدما با هم متفاوتیم ... بعضیا سرد ... بعضیا مغرور ... بعضیا شیطون ... بغضیا بی احساس ... بعضیا پر از غم ...

درست 1 سال پیش من یه اس ام اس اشتباهی برای تو فرستادم ... با تو دوست شدم در حالی که نمیدونستم تو کدوم یکی از این شخصیتایی ... هنوزم شخصیتت برام گنگ و نامعلومه ... ولی بدون دوست خیلی خوبی برام بودی و هستی و خواهی بود ...هنوز یک سال تا دیدنت باقی مونده ...

امیدوارم سال پر از بدبختی داشته باشی! ( شکلک زبون )

و برای دوست ناشناس فرستادم!

خنده ای تو دلم کردم! حتی الانم دست از شیطونی کردن بر نمیدارم!

چی کار کنم خوب؟ شیطونی کردن تو ذاتمه!

50 ثانیه ...

40 ثانیه ...





30 ثانیه ...





10...


romangram.com | @romangram_com