#اس_ام_اس_پارت_152

و سریع رفت!

دلم میخواست بخندم خیلی خوب نقش بازی میکرد!

ساغر حرصی منو نگاه کرد و یه چشم غره که در برابر چشم غره های من هیچی بود زد و رفت سمت بالا!

همین که از روی پله ها محو شد دوییدم سمت شروین!

نفس نفس میزدم!

شروین: چته دختر؟ چرا اینقدر تند دویدی؟

بین نفس نفسام گفتم: تو ... مطـ ... مئنـ...ـی ساغر ... به ... حرفای پیام گوش میده؟

اخمی کرد و گفت: منظورت چیه؟

من: منظورم اینه این ساغر کله شق بازی در نیاره و بیاد پایین و به حرفای پیام گوش نده!

شروین برای یه لحظه رفت تو فکر ولی بعدش گفت: نه ... ساغر اونقدر این چند ماه زجر کشیده که اگر هم بخواد چنین کاری بکنه نمیتونه! پیام هم نمیزاره!

سرمو به نشونه ی تایید تکون دادم!

خیلی دلم میخواست بدونم اون بالا چی میگذره!

یعنی چی می شد اگه میتونستم برم اون بالا و صحنه های +18 ببینم؟

یهو برگشتم سمت شروین و بالا پایین کردم و تند تند گفتم: شروین شروین شروین شروین شروین شروین شروین شروین شروین شروین شروین شروین!

شروین مبهوت نگام کرد و بعد گفت: یه بار دیگه بگو شروین ...!

اعتراضی گفتم: شرویــــــــــــــــــــــن!

چشماشو آروم بست و بعد لبخند ملیحی زد و گفت: جا ...

ولی بعد سریع حرفشو خورد و گفت: بله؟

نمیدونم میخواست چی بگه ولی من فقط میخواستم منو از یه راهی ببره بالا!

دستامو با ذوق بهم کوبیدم و گفتم: راهی داره بدون این که پیام و ساغر بدونن منو ببری بالا؟

اخماشو تو هم برد و بعد گفت: برای چی میخوای بری بالا؟

یه لحظه یادم افتاد دارم با کی حرف میزنم ... اینی که جلومه کیه و چی کاره س!


romangram.com | @romangram_com