#اس_ام_اس_پارت_116


چه پرو! دفتر ماله منه! مگه به همین آسونیاس!

من: فکرشم نکن براشون , برای تک تک این شعرا زحمت کشیدم , جون کندم!

تو پذیرایی میدویدم و از رو مبلا و کاناپه ها می پریدم این ور , اون ور!

همینطور میدودیم دیدم راه فراری ندارم , اولین دری رو که دیدم باز کردم! یه لحظه از اون چه دیده بودم شوکه شدم! گلاب به روتون این جا دستشویی و حمام بود که تو راهرو بود و مال مهمان بود!

شروین چون خیلی تند دوییده بود نمیتونست تعادلش رو حفظ کنه از پشت خورد به من که وایستاده بودم! برگشتم سمتش! دفتر دیگه دستم نبود فکر کنم کنار در دستشویی افتاده بود! دستش رفت سمت یه ماده ی مایع! شبیه شامپو بود ولی آبکی تر!

من: هی چی کار می کنـ...

حرفم تموم نشده بود که یه چیزی ریخت تو صورتم! خوب شد چشمامو بستم! صدای قهقهه ی شروین بلند شد! با چشمای بسته با دست دنبال یه چیزی گشتم , یه شامپویی چیزی ...! تا این که یه چیزی پیدا کردم! با دست دیگه ام گشتم تا تا شروین رو پیدا کنم! وقتی پیداش کردم یقه اش رو کشیدم و راحت اون مایع رو خالی کردم رو صورتش!

رفتم سمت سینک دستشویی و با آب بالای چشمامو پاک کردم ولی صورتم هنوز شامپو بود! حالا دیگه میتونستم از چشمام استفاده کنم! داشتم دستمو پر آب میکردم که یه دستی اومد کنارم! با تعجب به دستام نگاه کردم! من 4تا دست داشتم؟ دوتاشم مردونه؟ دوتاش هم زنونه؟

دستامو آوردم بالا! این که دوتاس!

حتما چشمام به خاطر شامپواِ بد میبینه! دستمو بردم پایین تا پر آبش کنم که دوباره دستام 4تا شد! ای بابا! خدا مگه باهات شوخی دارم؟

یهو اون دوتا مردونهه رفتن! و فقط دو تا دستم موند! اخمامو کشیدم تو هم! یه دفعه یه کاسه آب رو سرم خالی شد!

سرجام سیخ شدم از سردی آب!

مثل رباتا برگشتم سمت شروین! کار خودش بود! داشت بهم میخندید! کوفت! نخند عوضی! دارم یخ میبندم! وایسا دارم برات!

خونسرد و بی تفاوت رفتم سمت شیر آب! صورتم رو کامل شستم! شروینم کامل صورتشو شسته بود! کنار سینک دستشویی یه میز بود که روش چند تا بطری بود! بطری شامپوهای مختلف بود که تموم شده بود! خونسرد یکیش رو برداشتم وپر از آب کردم! شروین هم یه بطری که از قبل دستش بود رو پر کرد!

برگشتم سمتش و یه جیغ طولانی کشیدم و شروین فرار کرد!

منم دنبالش دویدم! دفتر هم که همونجا دم در دستشویی افتاده بود!

جیغ زدم: دفتر منو برمی داری؟ رو صورتم شامپو میریزی؟

پرید وسط حرفم و گفت: شامپو بدن بود!

من: حالا هر چی! مچ منو تو اتاقت میگیری؟

یهو برگشتم به 6ماه قبل و ادامه دادم: تو سورتمه ازم عذرخواهی نمیکنی؟

همینطور آب میریختیم رو هم!

ادامه دادم: تو کارتینگ باهام کورس میزاری؟ بهم پوزخند میزنی؟ چشم غره میری؟ آدامس میچسبونی زیر صندلی م؟ باهام مشاعره میکنی و تو میخوای منو بازنده جلوه بدی؟

romangram.com | @romangram_com