#اس_ام_اس_پارت_100


اون: (شکلک خنده)امروز میخوام حال یکیو بگیرم!

بی شعور باز حس فضولی منو به کار انداخته بود!

با بیشترین سرعتی که میتونستم براش نوشتم: کی؟ جانِ من کی؟

اون: اونش دیگه به تو ربط نداره خانوم کوچولو!

هی به من میگه خانوم کوچولو! یه حالی ازت بگیرم! راستی چه طور حالشو بگیرم؟ من که نمیدونم اون کیه؟

من: من خانوم کوچولو نیستم! بفهم!

اون: خیلی خوب خانوم بزرگ! اصن مامان بزرگ!

پو و وف! من هرچی به این بگم برام یه جواب تو آستین داره!

بی خیال کَل کَل شدم و براش نوشتم: جان من بگو کیه؟ بگو! بگو! بگو!

اون: غلط بکنم بگم!

این بی خیال نمیشه! یه فکر دیگه اومد تو ذهنم!

من: حالا نگو کی! ولی بگو چه جوری؟

اون: (شکلک لبخند خبیث)میخوام 4تا چرخ ماشینش رو پنچر کنم!

با گفتن این حرفش یاد این افتادم که اون شب ماشین شروین رو پنچر کردم! بعد اون دیگه ندیدمش! اون جور که از بچه ها شنیدم , یه سفر رفته پیشِ عمه اش تو آمریکا! گفتن دیروز برگشته! یا خدا یعنی میخواد چه جوری تلافی کنه؟ خدا میداند و بس! این مدت هم به جز امروز با دوست ناشناس در ارتباط نبودم! آخه گفت برا یه مدتی میره خارجِ کشور! دیروز بهم اس ام اس داد که برگشته!

بهش اس ام اس دادم: بی خیال! امروز کلاس داری؟

اون: اهوم!

با صدای ویرا سرمو بلند کردم! ویرا: آتی ما داریم میریم کافه ی دانشگاه میای؟

من: شما برید منم الان میام!

ویرا: اوکی! پس کافه تریا؟

من: کافه تریا!

براش نوشتم: من باید برم! کاری نداری؟

اون: نه!

romangram.com | @romangram_com