#روزای_رویایی_پارت_90
- خب این موزه مجموعهای از سلاح های سرد و گرم، خودکار و نیمه خودکار، انواع شمشیر، زره، سپر، انواع تفنگ های سرپر، تفنگ های شکاری، تپانچه و انواع مسلسل نگهداری میشه ولی خب سلاح های با ارزشی وجود داره مثل تفنگ های شخصی:
فتح علی شاه، ناصرالدین شاه، مظفر الدین شاه، رضا شاه، محمد رضا شاه و همچنین میشه به اسلحه های رزمندگان نهضت جنگل و مسلسل آب انباری رئیس علی دلواری اشاره کرد.
متعجب بودم از مغز این پسر.ولی خوشم میومد که این همه اطلاعاتش بالا بود.
- آراد ساعت چنده؟
- توروخدا من براب کی حرف میزنم؟
لبخندی زدم:
- نه والا فهمیدم خیلی جالب بودن، حالا بگو ساعت چنده؟
دقیقا شده بود عین اموجی پوکرای تلگرام از این قیافش خندم گرفت.
- 8:30 به چی میخندی؟
-قیافه تو.
خودشم همراهیم کرد و هر دو راه افتادیم از بیرون یک نگاه دیگهای به باغ کردم.
-میدونی آراد اینجارو خیلی دوس دارم تو عکسای بچگیم دیده بودم خیلی هیجان داشتم که از نزدیکم ببینمش! در کل شیراز رو خیلی دوس دارم شهر خیلی بزرگ و خوبیه.
همونطور که به طرف ماشین میرفتیم گفت:
- حالا کجاش رو دیدی؟اگه بخوای جاهای دیگشم میریم ها؟ نظرت چیه؟
- آخه دیر وقته.
-پس برای فردا حله؟
دستام رو بهم زدم:
- خوبه
یکم که گذشت تو ترافیک گیر کردیم.فکر کنم آرادم این سکوت رو دوست نداشت چون به حرف اومد:
-غذای مورد علاقت چیه؟
از این سوالش تعجب کردم ولی بع هر حال جواب دادم:
romangram.com | @romangram_com