#روزای_رویایی_پارت_138
آراد:- مچکرم
من:- خداحافظ
دوباره همون ماشین مارو رسوند هتل. باید تا دو هفتهی دیگه یه نقشه دیگه میکشیدیم.
- این دو هفته خیلی کار داریم! باید مدام و با دقت تمام روی نقشه کار کنیم.
بهش حق دادم چون واقعا کار سختی بود.
- آره دیگه، در عوض برای شرکتمون خیلی خوبه!
با سر تایید کرد. تشکر کردیم و جلوی هتل پیاده شدیم!
- من گشنمه، چیزی نمیخوری؟
- چرا لباسام رو عوض کنم میام.
- منکه تحمل ندارم.
- اکی پس بریم.
بعد اینکه یه چیزی خوردیم رفتیم بالا، لباسام رو عوض کردم و رفتم اتاق آراد تا باهم کارمون رو شروع کنیم.
" 2 هفته بعد"
- بهار من تا یه جایی میرم میشه اینجا رو جمع کنی ؟فقط مواظب نقشه باش چیزیش نشه ها!
- باش بابا برو از این بابت خیالت تخت.
- پس فعلا.
- بهسلامت.
romangram.com | @romangram_com