#روزای_رویایی_پارت_116

کرایه رو دادم و پیاده شدم.در رو با کلید باز کردم به محض ورود جای خالی مامان بابا رو حس کردم باز دلم گرفت، ولی دیگه گریه نکردم سعی کردم قوی باشم و باهاش کنار بیام.رفتم آشپز خونه مسکنی خوردم و خوابیدم!





*یک هفته بعد*





-بهار؟بهار پاشو دیره

با صدای ساناز از خواب بیدار شدم. امروز عقد مهران و آتریسا بود! این یک هفته مدام با مامان بابا در تماس بودیم می‌گفتن روز به روز بابا داره بهتر میشه! کش و قوسی به بدنم دادم و بلند شدم، آبی به دست و صورتم زدم و رفتم پایین امشب رو همه اومده بودن خونه ما (آتریسا،آراد،آرمان،ساناز) سلامی دسته جمعی کردم و نشستم سر میز صبحونه.

بعد از تموم شدن صبحونه با ساناز ظرفا رو شستیم و رفتیم نشیمن پیش بقیه! مهران و آتریسا پیش هم دیگه نشسته و مشغول حرف زدن بودن. توی این یک هفته فهمیدم که آرمان بدجور عاشقم شده ولی من نه! بخاطر همین تمام سعیم رو می‌کردم که ازش فاصله بگیرم!

اونم انگار فهمیده بود و رفتارش کلی تغییر کرده بود که این منو خوشحال می‌کرد.

بعد از کلی خندیدن و بگو و بخند پسرا باهم رفتن آرایشگاه، درسته نمی‌خوایم عروسی رو زیاد بزرگ کنیم بخاطر همین فقط فامیلای خیلی نزدیک عروس و داماد با دوستای نزدیکشون رو دعوت کردیم.

بعد رفتن پسرا آرایشگر هم اومده بود همه رفتیم بالا اتاق من. اول آتریسا رو حاضر کرد بعدش من و ساناز.

آتریسا: -بهار خوب شدم؟

برگشتم و نگاهی بهش انداختم توی اون لباس با اون آرایش عالی شده بود. لباسش ساده بود.بدون آستین و از کمرش به پایین باز و دنباله‌دار بود.همه موهاش رو جمع کرده بودن طرف چپ و یه گل ساده سفید به طرف راستش زده بود.

آرایششم خیلی خوشگل بود سایهٔ کرمی با مژه‌های مصنوعی و لنز آبی زیبایی خاصی به صورتش بخشیده بود! رژگونه‌های قهوه‌ای کم رنگ و ماتیک کالباسی! محشر بود!

- وایی عروس جانم فوق العاده خوشگل شده.

- خیلی استرس دارم.

با ساناز هردو زدم زیر خندم و چیزی نگفتیم نوبت من بود.

بلندی لباسم تقریبا تا زانوم بود برای همین یه ساق شیشه‌ای پوشیدم. یه لباس قرمز بدون آستین بود که روی کمرش سنگ کاری شده بود چون لباس یکم لـ ـختـ بود ترجیح دادم که موهام رو باز بذارم و فقط یکم فر کنم!

آرایشمم... نمیشه گفت خیلی ساده بود! سایه سیاه،خط چشم سیاه ،یه رژگونه‌ی کم رنگ با رژلب قرمز مات!

سانازم یه لباس شب بلند کربنی پوشیده بود و فقط یه سایهٔ کربنی با رژلب صورتی زد!

romangram.com | @romangram_com