#روزای_رویایی_پارت_100
«بهار»
با شنیدن اسم خانه زینت الملوک اشتیاقم چند برابر شد.
بوی ادکلن آراد کل فضای ماشین رو گرفته بود،
ماشین متوقف شد انگار رسیدیم.تو کل راه سکوتی بینمون حاکم بود که اصلا دوسش نداشتم!
با صدای آراد از ماشین پیاده شدم.
همونطور که گفتم تاحالا شیراز نیومدم چند بار اومدم اونم بچه بودم یادم نمیاد ولی خیلی راجب شیراز شنیدم و همیشه دوس داشتم از نزدیک ببینمش!
آراد به طرفم اومد و کنارم ایستاد منم به عمارت نگاه میکردم!
این عمارت به فاصله یک کوچه با خانه قوام قرار داره و به وسیله یک راه زیر زمینی با اون در ارتباطه!
در ورودی خاه زینت الملوک معرق کاری شده و با عبور از هشتی ، راهرو با زاویه شمال شرقی به حیاط راه داره.در حیاط بهجز ازاره های سنگی حجاری شده و مشبک دو باغچه زیبا و حوض بزرگ و کوچک هست که زیبایی خاصی بخشیده به عمارت!
کاشی کاری هفت رنگ هلالی که در پیشونی ساختمانه از زیبایی خاصی بر خوردارِ و تصویرهای خورشید،دو فرشته،دو شیر شمشیر به دست با آیهٔ نصر منالله و فتح قریب به چشم میخوره!
بهجز ایوان بدون سقف در شرق حیاط،در اطراف حیاط 20 اتاق وجود داره که به یکدیگر راه دارن.
ساختمان غربی بنا، دارای تالار شاه نشین آیینه کاری و گچ بری با تصاویر اروپاییه.این عمارت در سه ضلع دارای زیرزمین بسیار وسیع و گستردهای که در حال حاضر به عنوان نگار خانه استفاده میشه!
همچنان که با آراد قدم میزدیم گفت:
-میدونستی در زیر زمین این بنا موزه مشاهیر فارس همراه با مجسمه های مشاهیر فارس بپا شده!؟
مشتاق به آراد نگاه کردم و ازش خواستم که باهم بریم به موزه هم سر بزنیم و اونم راحت قبول کرد.
وقتی با این پسر حرف میزنم قلبم تند تند میزنه.
دربرابرش سست میشم.
romangram.com | @romangram_com