#روزای_بی_عسل_پارت_87
عسل خندید و با شرم گفت
واقعا شرمندتونم یکم ناراحتن دیگه درک کنید
شاهین=من میدونم امشب کتک میخوریم
عسل=نه نمیذارم
شاهین=چه تضمینی میکنید؟
عسل=آممم...هیچی یعنی سعیم و میکنم تا دعوا پیش نیاد
شاهین=حالا ما برای محض اطمینان برای محمد و مهدی زنگ زدیم اشکالی نداره؟
عسل خندید و گفت
نه...چون تو این ایل هیچ شانسی نمیوردین دو نفری
شاهین=باشه فقط یه زحمتی بکشین اگه دیدین من و ماهان داریم کتک میخوریم یه زنگ برای محمد بزنین
عسل=باشه حالا...من که فکر نمیکنم همچین کاری کنن
شاهین=امیدوارم
محمد یه تک زدبلند شدم و به شاهین گفتم
صبر کن تا برم سوئیچ و بدم بیام
شاهین=نه منم میام
ا....صبر کن نمیخورنت که
شاهین خودش و مظلوم و کرد و گفت
من و تنها نذار...رو شاشم پا....یعنی رو قلبم پا نذار
romangram.com | @romangram_com