#روزای_بی_عسل_پارت_165

کدوم رستورانه؟؟
شاهین=برو بهت میگم
اوکی
حرکت کردیم و باز شروع کردیم به صحبت و تو این بین شاهین بهم ادرس میداد منم میرفتم که بلاخره رسیدیم ماشین و پارک کردم و پیاده شدیم و قفل کردم و رفتیم داخل محمد با دهاتی بازی یه سوت زد که همه بهش چش غوره رفتن من و مهدی و شاهین خندیدیم و رفتیم پیششون و نشستیم بساط قلیون به راه بود که محمد گفت
چرا دیر کردین؟؟
خواب موندیم
محمد=ماهان حالا تو به اینا بگو من اصلا قلیون نمیکشم
اصلا قلیون نمیکشی!!!
محمد رو به مهسا گفت=دیدی!!
مهسا یه نگاه مشکوک بهمون انداخت و گفت
خوب الان بکش اگه تاحالا نکشیده باشی سرفت میگیره
محمد لب به دندون گزید و زد تو صورت خودش و گفت
نه نه نه من از این کارای بد نمیکنم!!!
مهسا=حالا اشکالی نداره یک بار فقط برای امتحانه
محمد=نه نه نه!!!
خوب بکش دیگه
محمد نی قلیون و گرفت و گفت
برای اولین بار میخوام بکشم!!!ببینین دوستای ناباب به اینا میگن و همچنین یه زن بی عقل که میخواد من و دودی کنه

romangram.com | @romangram_com