#روزای_بی_عسل_پارت_141
مطمئن باش من اگه کسی رو دوست نداشتم سراغش نمیرفتم حتی اگه خوشگلترین دختر جهانم باشه
عسل=روناک کیه؟؟
روناک؟؟نمیشناسم
عسل=دروغ نگو ماهان
به جانِ...
تازه یادم اومد رفیق هانا رو بهش گفتم
اسم رفیق هانا روناکه ...روناک طاهری با هانا دعوا گرفته بود و باهم قهر بودن چطور؟؟
عسل=زنگ زد میگفت باهات رفیق بوده
با پوزخند گفتم
فکر کنم منظورش این بوده که تو خیالاتش من باهاش رفیق بودم...خوب؟؟
عسل=همین میگفت تو دوران ازدواجمون هنوزم باهاش رابطه داشتی و ولش نکردی
تو توهماتشه...چقدر دختر میتونه متوهم باشه آخه...یعنی تو به خاطر حرف این دختره 4حرفی از دست من ناراحت شدی و فکر کردی راست میگه؟؟
عسل=یعنی میخوای باور کنم دروغ بود
واقعا برات متاسفم عسل یعنی برای خودم متاسفم شاید من باید اول اعتمادت و جلب میکردم ولی اگه من میخواستم بهت خیانت کنم هیچوقت باهات ازدواج نمیکردم هیچوقت به خاطر تو اون همه کتک نمیخوردم به خاطر داشتنت با مامانم و بابات کلنجار نمیرفتم...یعنی تو این همه سختیم و نادیده گرفتی و به دروغ یه دختر معلوم والحال گوش کردی
عسل آروم با بغض گفت
من شک داشتم فکر کردم شدی عین قدیما!!!
اگه عین قدیما میشدم چرا زن میگرفتم یعنی من اینقدر دمدمی مزاجم؟؟
عسل=گفتم که خبر نداشتم ببخشید
romangram.com | @romangram_com