#روزای_بی_عسل_پارت_138
عرفان=احتمالا یکی زنگ زده یه چیزی گفته که بهم ریخته
محمد با نگاه خنثی بهش گفت
آفرین...صد امتیاز از کجا فهمیدی؟؟
عرفان با اخم بهش نگاه کرد من و شاهین و غزل ریز خندیدیم آقاجون و مادرجون هم لبخند زدن رو کردم به شاهین و محمد و آقاجون اینا و گفتم
من میرم داخل ببینم قضیه از چه قراره
بعد در زدم و رفتم داخل همینکه من و دید چشماش و بست رفتم پیشش و گفتم
اینکارا چه معنی ای میده عسل؟
حرفی نزد دوباره پرسیدم
الان این سکوتت چه معنی ای میده؟؟
باز حرفی نزد با لحن عصبی گفتم
عسل با توام
عسل چشماش و باز کرد بغض کرده بود با صدای لرزون گفت
نمیدونم از خودت بپرس چیکار کردی
هر چی فکر میکنم یادم نمیاد کاری کرده باشم که باعث ناراحتیت شده باشه
عسل با پورخند گفت
واقعا!!
عسل تو چت شده؟؟
عسل=ماهان برو بیرون الان حوصله ندارم
romangram.com | @romangram_com