#روزای_بی_عسل_پارت_115
مهسا یکم دخترونه تر برقص بلد نیستی
همون تو بلدی روی پسرا رو سفید کردی کافیه
مهراد =ای بابا من دارم به خاطر خودت میگم ببین اون 4تا دارن چطوری به ریش نداشتت میخندن
کیا؟؟
مهراد =شوهرت و دوستاش
سرم و چرخوندم به طرف محمد و رفیقاش که محمد با خنده به سیبیل و ابروم اشاره کرد دلم میخواست جیغ بکشم و خفش کنم....یه نگاه خطرناک کردم که نیششون و بستن بعد سرم و کردم به مینا که مینا با خنده گفت
ایول جذبه
مهراد =شرط میبندم دامادمون زن ذلیل میشه
حالا نه که تو نیستی؟؟
مهراد =من؟؟نه؟؟نمیبینی روش سیاست دارم میترسه میخواد نگام کنه؟؟
مینا=یکی نیست بهش بگه اگه نمیبینمت چون حالم از قیافت بهم میخوره
مهراد =آره؟؟
مینا با ناز گفت
آره
=میبینیم مهراد
مینا=من فیلم دوست دارم ببینیم
مهراد =چنان فیلمی با کمربند بهت نشون بدم که کیف کنی
مینا=تو اگه کمربند حالیت بود که شلوارت رو زمین نبود بچه
romangram.com | @romangram_com