#روزای_بی_عسل_پارت_114
مینا=خوب باشه
و قطع کرد لباسم و پوشیده بودم و حاضر حاضر بودم مینا بهم یه نگاه کرد و گفت
نایس...بریم پایین
مینا
مینا=هان
نمیتونیم از نرده سر بخوریم!!
مینا=آره خیلی بده....بدو بریم تا همین الانم خاله نیومد واقعا شانس آوردیم
سریع رفتیم پایین مهراد و امیر و ابوالفضل و نیما همینکه من و دیدن شروع کردن به کل کشیدن واقعا مسخرن همه به ما نگاه کردن و دست زدن و کل کشیدن مینا یه چش غوره سنگین و خطرناک بهشون رفت که خندیدن و ساکت شدن رفتم مینا رفت نشست پیش مهراد منم خواستم برم بشینم پیشش که خاطره خانم دستم و کشید و من و نشوند پیش خودش بعد با خنده گفت
حالا یه بار پیش ما باش مینا خانم و فراموش کن
یه لبخند با زار زدم و با التماس به مینا نگاه کردم ولی مینا یه شونه بالا انداخت و باز از اون چش غوره های خطرناک رفت منم مثله ذلیل مرده ها پیش خاطره خانم نشستم یه دفعه چشمم خورد به یه دختر خوشگل ای جان چه ناز بود دهنم باز موند مینا با جهت نگام نگاه کرد و مثله من دهنش باز موند رو به خاطره خانم یواش گفتم
خاطره خانم این دختر چادریه اسمش چیه؟؟
خاطره خانم هم یواش گفت
عسل
واقعا مثله اسمش عسل بود....عزیزم...مینا زیر لب بهم گفت اسمش چیه؟؟ منم زیر لب گفتم عسل...رو به عسل گفتم
عسل خانم شما مجردین؟؟
عسل سعی کرد لبخندش و جمع کنه که موفق شد و گفت
نه من نامزد ماهان هستم
یه نگاه به ماهان کردم یا خدا چرا قرمز شد؟؟ای وای گند زدم...نیشم و باز کردم و یه لبخند دندون نما زدم بعد روم و کدم به مینا و لبم و گاز گرفتم مینا خندش و جمع کرد اخر مجلس یکم خشک شده بود که خاطره خانم نشون و گذاشت جز یه بار به محمد نگاه نکردم نگاش میکردم نیش بازش و که میدیم حرصم میگرفت یه نگاه به حلقم کردم ای خدا ببین چطوری رفتم تو مرغا...مجردی خدافظ.... مینا یه آهنگ زدن که همه پسرا پریدن وسط اول مهراد بعد ابوالفضل و امیر و نیما و حسام و مجید و محمد رضا اصلا این مهراد دلقک آدم نمیشه...جای برادری خوشگل بود و جذاب محمد خیلی خوشگل و جذاب بود ولی بیشعور بود هر چند مهراد هم بود ولی خوب محمد بد تر بود در ضمن مهراد مینا رو میپرستید ولی محمد نه عوضی بود ...اصلا ولم کنین برم پدرش و در بیارم...مینا اومد پیشم و دستم و کشید و برد وسط تا برقصم به زور هم بود رقصیدم که مهراد اومد پیشمون و گفت
romangram.com | @romangram_com