#روزای_بی_عسل_پارت_108

چته؟؟
کل ماجرا رو براش شرح دادم که زد زیر خنده و گفت
وای مهسا ترکیدم از خنده خیلی بد ضایعت کرد
مینا!!
مینا=هیس زهرمار....من دویست بار بهت گفتم بیا برات بگیرمش مامانت که اجازه داد بابات هم مشکلی نداره فقط تو از لحاظ عقلی مشکل داری
حقشه تا روز عروسیم دست به ابروهام نزنم آدم شه
مینا=شیش طلاقت میکنه
وای چقدر بی ادب اه اه اه پسره ی پررو
مینا=خوب حالا در ضمن مگه فقط تو اینجوری بودی؟؟منم ابروهام زمان خواستگاریم پر بود این مهراد آشغال هم بهم گفت مینا خانم من جورابام و گم کردم ببینین تو ابروهای شما نیست
زدم زیر خنده و گفتم
ایول به مهراد حال کردم
مینا=زر نزن آشغال وقتی باهم عقد کردیم چنان چشماش درشت شد من دم در آرایشگاه بودم رفت در میزنه میگه زن من کجاست هرچی آرایشگر بهش میگه همینه میگه نه این نیست شما شوخی میکنین....از اون روز مثله پروانه دورم میچرخید منتظر یه نگام بود بعد یه روز مثله خر زدمش تا دیگه بهم متلک نندازه
منم همین کار و میکنم
مامان=مهسا مادر چایی رو بیار
سینی چایی رو گرفتم و مینا هم ظرف شیرینی بعد باهم رفتیم یه سلام بلند کردیم و جواب دادن اول مینا رفت بعد من به همه دادم و حالا پیش رفیق محمد شاهین بود و محمد کنارش که محمد به مینا با شیطنت گفت
احیانا توش سم که نریختین؟؟
مینا=دست مهسا بود میریخت ولی حیف که اگه بمیری باید جوابگو باشیم
محمد=همین الانشم ریسکه نمیدونم بخورم یا نخورم

romangram.com | @romangram_com