#روباه_سفید_پارت_95
_اوه ژولیت
باهاش دست دادم
نیک:ژولیت؟چه اسم قشنگی این موقع شب تو پارک چیکار میکنی؟
_خب...راستی...
قضیه خونه روبهش گفتم
نیک:اوه متاسفم
به ماه خیره شدم
نیک:راستش منم خونم رو ترک کردم...
_واقعا؟
نیک:اره البته توم(tom)ادم خوبیه ولی من احتیاج دارم تنها باشم
توم؟منظورش زنشه؟
نیک:ولی دلم نمیخواد توم تنها باشه...میشه یه خواهشی ازت بکنم؟
_چی؟
romangram.com | @romangram_com