#روباه_سفید_پارت_94


_هی اینجا چخبره؟

یکیشون یه کاغذ داد دستم داشتن وسایلای خونه رو جمع میکردن کاغذو خوندم ...وای بدبخت شدم...بخاطر ندادن پول خونه همه چی رو میبرن ...حتی کلید خونه رو...

تو پارک نشسته بودم ...تو این سه سال خیلی شکسته شدم برای خودم متاسفم...هوا تاریک شده بود...یکدفعه صدای کمک یکی امد

_کمک یکی کمک کنه...خواهش میکنم یکی اینو از من دور کنه

بلند شدم به سمت صدا رفتم یه پسره رفته بود بالای درخت عینکی بود یه سگ ریزه داشت بهش پارس میکرد یه پخ به سگه گفتم بدبخت ترسید وگرخید اون پسره هم امد پایین

_اوه ممنون

_حالت خوبه؟

_اره من مشکل خاصی با سگا دارم

رویه نیمک نشستیم بهش نمیخورد اهل ژاپن باشه...

_تو اهل این طرفا نیستی نه؟

_اوه نه خونه من یکم بیرون شهر...من نیک هستم

ودستشو به سمتم دراز کرد


romangram.com | @romangram_com