#روباه_سفید_پارت_88


اروم رفتم سمتش عقب عقب میرفت دیگه جلوش بودم اون خورد تو دیوار

رومئو:از اینجا برو!!!!!!

با دستش زد به صورتم...گرمی خونو روی لپم حس کردم دستمو گذاشتم رو صورتم وبرداشتم به دستم نگاه کردم کف دستم کاملا خونی بود روی لباسم میچکید بهش نگاه کردم با بهت بهم خیره شده بود دستشو سریع گرفتم وبرگردوندم چرخید وپشتش بهم شد وافتاد رو زمین یه بیهوش کننده از زیر دامن لباسم در اوردم

_وقتشه بریم خونه

وزدم تو گردنش دودقیقه بعد افتاد رو دستم خواستم بلند ش کنم ولی...دیگه نمیشد بلندش کنم...پنجره اتاقشو باز کردم به پشت ویلا باز میشدیه ملافه پیچیدم دور تختش وانداختم پایین

دور کمرشو گرفتم یه ملافه دیگه بستم دور کمرش وبستم به خودم به سختی به لبه پنجره نزدیکش کردم صدای قدم های یکی امد وپش بندش صدای نکره الیسا

الیسا: جک؟باز تو نفهم رفتی تو اتاقت کز کردی؟صد دفعه بهت نگفتم وقتی مهمونی میدم باید بین مهمونا باشی

یه پوزخند نفرت انگیز زدم رومئو رو اویزون کردم خودمم وخودمم از لبه پنجره اروم اویزون شدم وملافه رو گرفتم واروم رفتم پایین تا جایی که زمینو حس کردم همون موقع ماشینم امد الکس امد ورومئو رو بغل کرد به بالا نگاه کردم الیسا با بهت نگاه میکرد ماکسمو برداشتم و یه چشمک بهش زدم وسوار ماشین شدم رومئو تو بغلم بود منو نانا عقب بودیم مایک رانندگی میکرد الکس هم جلو نشسته بود رسیدیم خونه الکس رومئو رو برد تو اتاق خودش منم از شدت خستگی پریدم رو تختم وخوابیدم

..........

چشمامو باز کردم هوا هنوز تاریک بود صدای ناله میومد سریع بلند شدم نشستم...از اتاق بغلی بود با دو خودمو رسوندم به اتاق رومئو در باز کردم افتاده بود پایین تختش الکس لباساشو با لباس تو خونه ای عوض کرده بود اون تو خودش میلولید رفتم نشستم کنارش جای ناخوناشو رو صورتم بسته بودم

_رومئو؟رومئو؟

زود پریدم تو حموم ابو باز کردم بخار همه جارو گرفت امدم تو اتاق به زور بلندش کردم وکشون کشون بردمش سمت حموم اروم گذاشتمش تو اب لباسشو در اوردم ولی یکدفعه دستم خشک شد ...روبدنش کلی رد های سرخ بود اروم دست کشیدم روشون انگار با یه چیزی زده بودنش کلی خودمو نفرین کردم شلوارشم در اوردم بجز شرتش دستم زیر سرش بود که یه وقت نره زیر اب موهاش بلند شده بود تاروی شونش میرسید دست کشیدم تو موهاش نرم بود دستم خورد به گوشش گوشای دراز سفید رنگش


romangram.com | @romangram_com