#روباه_سفید_پارت_82


الیسا:چه مدت؟

_نمیدونم معلوم نیست ولی شاید زیاد بشه

الیسا:قبول

برگشتم سمتش

_الیسا اگه فقط بفهمم فقط بفهمم حتی به نخ موش اسیب رسیده این ویلا وتمام ادما وتو رو باهم میسوزونم...میدونی که میتونم...پس عصبانیم نکن

الیسا:مثل قلبم ازش نگه داری میکنم

دستشو اورد جلو یه نگاه به رومئو کردم سرش پایین بود چشمامو بستم و سریع با الیسا دست دادم

_قبول

الیسا یه بشکن زد یه خدمتکار امد

الیسا:مهمون جدیدمون رو به اتاق ابی هدایت کن

خدمتکار:بله خانوم

خدمتکار سمت رومئو رفت الیسا هم از من دور شد دیدم که رومئوبلند شد وخواست بدوعه سمتم


romangram.com | @romangram_com